
پروفیسور داکتر عبیدالله برهانی
تصمیم طالبان برای خودداری از نشست آینده منطقه ای جنوب آسیا در ایران، در کنار نتایج نشست های اخیر سازمان ملل متحد در مورد افغانستان، لحظه محوری در سیاست خارجی و اقتصادی این کشور را برجسته می کند. درحالیکه این تصمیم ممکن از نظر خارجی به عنوان سختگیرانه یا غیردیپلماتیک تفسیر گردد، این یک محاسبه ستراتیژیک را منعکس میسازد که بر اساس خواندن واضح پویایی های منطقوی و فشارهای بین المللی استوار است.
تحلیل وضعیت کنونی
- احتیاط ستراتیژیک
عدم دسترسی قبلی کابل به آجندای رسمی مشارکت را ذاتاً خطرناک ساخت. تعامل بدون وضاحت می توانست افغانستان را در معرض استثمار سیاسی یا تقاضاهای قهریه ای از سایر دولت ها قرار دهد. - شک و تردید منطقه یی: پاکستان و ایران
اظهارات بعضی از رهبران منطقوی، به ویژه نخست وزیر پاکستان در قزاقستان، که افغانستان را به عنوان یک تهدید به تصویر می کشد – با وجود حمایت تاریخی پاکستان از گروه های مختلف افراطی، از جمله فعالیت های اخیر داعش-K در داخل خاک افغانستان – شک و تردید طالبان را در مورد صداقت برخی از کشورهای همسایه تقویت می کند.

- جلسات ملل متحد و پاسخ بین المللی پراکنده
آخرین بحث های ملل متحد شکاف های قابل توجهی را در جامعه بین المللی آشکار ساخت. لفاظی به اقدامات ملموس برای کاهش رنج جمعیت افغانستان ترجمه نشد. کمک های بشردوستانه همچنان از نظر سیاسی استفاده میشود و بحران های اقتصادی و اجتماعی کشور را بیشتر تشدید میکند.

- سیاست اقتصادی مستقل و متوازن: پیامی به خلیج
کابل با تأکید بر اینکه افغانستان در منازعات منطقهای و بینالمللی دخیل نخواهد شد، سیاستی را مبتنی بر تعادل اقتصادی و منافع ملی بیان کرده است.
- این موضع یک پیام واضح را به کشورهای خلیج و همسایگان منطقوی میفرستد: افغانستان به دنبال همکاری ها بر اساس همکاری اقتصادی و انکشافی است نه همسویی نظامی یا جیوپولیتیکی.
- اولویت طالبان توسعه داخلی و ثبات اقتصادی باقی می ماند و از درگیری در بحران های خارجی جلوگیری می کند.
- این شیوه یک بلوغ سیاسی عملگرا را منعکس میسازد که منافع دولت را با مکلفیت های منطقوی متعادل میسازد.
- این همچنان چالش ها را در ایجاد اعتماد با همسایه ها، مخصوصاً پاکستان و ایران، به علت منازعات تاریخی و ستراتیژی های متفاوت در مورد گروه های مسلح برجسته میسازد.

- برای بازیگران غربی و خلیج، پیام واضح است: افغانستان هدف دارد تا اولویت های ملی خود را بشکل مستقل دنبال کند، در حالیکه بی طرفی را حفظ میکند و از مداخله در منازعات منطقوی یا منافع غرب اجتناب میکند.
سناریوهای احتمالی آینده
- سناریوی 1: ثبات نسبی
- طالبان تمرکز خود را روی توسعه اقتصادی داخلی و کمک های بشردوستانه حفظ می کنند و حداقل با کشورهای همسایه از طریق واسطه ها تعامل می کنند.
- این سناریو ممکن بشکل مؤقت تنش های منطقوی را کاهش دهد مگر منازعات عمیق تر و ساختاری را با همسایه ها حل نخواهد کرد که نیاز به راه حل های قابل قبول دوجانبه دارد.

- سناریوی 2: تشدید تنش ها
- اختلافات دوامدار در مورد گروه های مسلح و تهدیدات امنیتی منطقوی میتواند منجر به تشدید محدود دیپلوماتیک یا امنیتی در امتداد مرزها گردد.
- این ممکن انزوای موقت کابل را افزایش دهد و بالای طالبان فشار بیاورد تا امتیازات بدهند—یک نتیجه که توسط بعضی همسایه ها جستجو شده است مگر با در نظر داشت پویایی داخلی افغانستان بدست آوردن آن مشکل است.
- سناریوی 3: دخیل شدن مجدد مشروط
- طالبان می توانند انتخاب کنند که در جلسات منطقه ای آینده شرکت کنند اگر آجنداها شفاف باشند و منافع افغانستان تأمین شود.
- این رویکرد توانایی کابل را برای مذاکره موثر بدون به خطر انداختن حاکمیت تقویت می کند و در عین حال اعتبار بین المللی آن را افزایش می دهد.
- سناریوی 4: ستراتیژی طولانی مدت اقتصاد محور
- با تمرکز روی ثبات قوی اقتصادی داخلی، افغانستان میتواند روابط منطقوی را به سمت تجارت و همکاری اقتصادی تغییر دهد و تاکید روی منازعات امنیتی را کاهش دهد.
- این امر استقلال افغانستان را تقویت می کند و نفوذ خارجی را بر سیاست های داخلی آن به حداقل می رساند.

نتیجه گیری
عدم حضور طالبان در نشست تهران و دیگر نشستهای بینالمللی، صرفاً نشانهی سختگیری نیست بلکه تلاش محاسبهشده برای حفظ منافع ملی و رساندن پیام روشن به جامعه جهانی و همسایههای منطقهای است.
استراتژی اقتصادی مستقل و متوازن آن تمرکز بر اولویت های داخلی را برجسته می سازد و موضع بی طرفی افغانستان را در منازعات منطقه ای و بین المللی تأیید می کند. پیام به کشورهای خلیج صریح است: همکاری فقط از نظر اقتصادی و توسعه ای، در عین حال که بی طرفی سیاسی را حفظ می کند، خوش آمدید گفته می شود.
مسیر آینده افغانستان به وضاحت اجنداهای منطقوی، ظرفیت مذاکره، و اولویت های اقتصادی داخلی بستگی دارد و به کابل فضای استراتژیک را برای هدایت فشارهای جاری منطقه ای و بین المللی فراهم می کند.
نویسنده یک اکادمیک امریکایی افغان تبار است.
مقاله اصلی توسط العین نیوز در th به نشر رسیده است

